عید سعید فطر بر تمام مسلمانان میارک باد 

تبریک

میلاد منجی عالم بشریت مهدی موعود بر تمام مسلمانان جهان نبارک باد

من به این حقیقت واقف گشته ام که هر کس که تاریخ نخوانده است کودکی بیش نیست

(( محمود حکیمی - تاریخ جهان )

با مطالعه کتاب تاریخ شما همچون بسیاری از سیاحان و جها نگردان  نظیر مارکو پولو به مسافرت می پردازید  اما این مسافرت طولانی و شور انگیز هم در زمان است و هم در مکان

نخست وزیران ایران

نخست وزیران بعد از مشروطیت
ادامه نوشته

اگر بدانید در دنیا چه می گذرد از صمیم جانتان برای فرج دعا می کنید

انتظار واقعی . یعنی خود سازی برای روزی که آقا می اید

 

این مقاله

در باره ماهیت نویسند مقاله احمد رشیدی مطلق
ادامه نوشته

عرض تبریک

مقام معظم رهبری : انقلاب اسلامی با اتکاء به قدرت مردم ُ اسیب ناپذیر است .

۱۲بهمن سالروز ورود تاریخی امام (ره) به میهن اسلامی مبارک باد

این مقاله که در تاریخ

این مقاله تاریخی
ادامه نوشته

مطالب خواندنی

همسران رضا شاه
ادامه نوشته

السلام علیک یا ابااعبدالله الحسین

سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود                   کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

عرض تسلیت

شهادت مظلوم دشت کربلا اباعبدالله ا لحسین و اباالفضل ا لعباس را تسلیت عرض می نماییم

گروه تاریخ ناحیه شش

تاریخ مشهد

تاريخ مشهد

 

موقعيت جغرافيايى
شهر مشهد، مركز استان خراسان، با مساحت تقريبى دويست كيلومتر مربع، در شمال شرق ايران و در حوضه آبريز (كشف رود)، بين رشته كوههاى (بينالود) و (هزارمسجد) واقع است. ارتفاع شهر از سطح دريا، 980 متر و فاصله آن از تهران 945 كيلومتر است.

 

مشهد پيش از اسلام
گرچه تاريخ شكل گيرى شهرى با عنوان (مشهد) به آغاز قرن سوم هجرى ، يعنى مقارن با شهادت و به خاك سپارى ييكر مطهر حضرت امام رضا(ع) در آن جا برمى گردد، اما منطقه (توس) كه مشهد كنونى در آن واقع است تاريخى ديرينه دارد. توس را از اين رو بدين نام خوانده اند كه بنيانگذار و نخستين حكمران آن، فردى به نام (توس بن نوذر) سپهبد نام آور كيخسرو پادشاه كيانى ، بوده است. از تاريخ اين شهر در قبل از اسلام، به جز افسانه اى چند، آگاهى چندانى در دست نيست. ولى با توجه به اسناد موجود، مى توان حدس زد كه اين شهر در اواخر حكومت ساسانيان، يكى از مرزدارى هاى سر راه گرگان و نيشابور به مرو و بلخ، و از ولايت هاى مشهور در خراسان بزرگ بوده است.

 

مشهد در دوره اسلامى
به گفته تاريخ نويسان، هنگامى كه يزدگرد سوم از برابر سپاهيان مسلمان عرب گريخت، به خراسان روى آورد. سپاه مسلمانان به فرماندهى احنف بن قيس كه مامور فنح خراسان بودند وى را تعقيب كردند. يزدگرد كه آنان را به دنبال خويش يافت، راهى (توس) شد تا از (كنارنگ توس) مرزبان خود در آن خطه پناه بخواهد، اما (كنارنگ) با اين بهانه كه از يك سو، توس گنجايش موكب بزرگ پادشاهى را ندارد، و از سوى ديگر، پناه دادن به پادشاه، امكان يورش سپاه مسلمانان را افزايش مى دهد، يزدگرد را از توس راهى (مرو) كرد. حاكم مرو نيز در آغاز به استقبال يزدگرد شتافت، اما سرانجام از او رخ برتافت و آخرين شاه ساسانى در سال 31 هجرى به دست آسيابانى در مرو كشته شد. كنارنگ توس هم كه حاكمى سودجو و عافيت طلب بود، با احساس خطر از سپاه مسلمانان، طى نامه اى از عبدالله بن عامر، امان خواست و عهد كرد كه اگر پيشنهاد او پذيرفته شود، در فتح نيشابور مسلمانان را يارى خواهد داد. پس چنين كرد و به امارت نيشابور دست يافت. با اين ترفند، كنارنگيان، به رغم فتح خراسان، همچنان نفوذ خود را در خطه توس حفظ كردند و تا پايان عصر اموى و چيرگى سپاه ابومسلم در سال 129 هجرى ، در آن جا ماندند و تنها پس از يورش سرداران ابومسلم بود كه آن جا را رها ساختند.

 

مشهد در دوره امويان
از تاريخ توس در دوران امويان نيز خبر چندانى در دست نيست. تنها بايد از مهاجرت و اقامت و درگذشت (خواجه ربيع بن خثيم) از ياران ابن مسعود صحابى ياد كرد كه در حدود سالهاى 35 هجرى راهى خراسان شد و در (نوغان) اقامت گزيد و در سال 61 در همان جا رحلت كرد و دفن شد.

 

مشهد در دوره عباسيان
در دوره عباسيان، گرچه فرمانداران خراسان از جانب حكومت مركزى برگزيده مى شدند، اما بى كفايتى اين واليان و جنبشهايى كه در گوشه و كنار اين خطه رخ مى داد، گاه مردم را چنان برمى آشفت كه خواهان بركنارى ايشان مى شدند.
از جمله در سالهاى پايانى قرن دوم، آن زمان كه على بن عيسى والى خراسان بود، فتنه و آشوب تا آن اندازه در خراسان بالا گرفت كه (هارون الرشيد) در سال 189 خود براى سركوب شورش، رهسپار ولايات شرقى شد. اما على بن عيسى ، فرصت طلبانه، و با هداياى بسيار، در رى نزد او آمد و هارون او را در حكمرانى خراسان پايدار داشت. ولى با سپرى شدن يك سال، شورش از حد گذشت و هارون وى را بركنار نمود. در سال 192 نيز خود براى استقرار امنيت كامل، راهى خراسان شد و در باغ حميدبن قحطبه اقامت گزيد. يك سال پس از آن چنان بيمار شد كه همان جا مرد و در تالار بزرگ كاخى كه در آن باغ قرار داشت، به خاك سپرده شد.

 

از توس تا مشهد
(توس)، در دل خود شهرهايى داشته، كه (نوغان) و (طابران) از آبادترين آنها بوده و آورده اند كه اين دو شهر هزار قريه و آبادى را در بر مى گرفته است.... در طول تاريخ، گاه (نوغان) اعتبار افزونترى مى يافته و زمانى (طابران) رونق بيشترى 0داشته است. جايى كه اكنون به نام (شهر توس) معروف است و آرامگاه فردوسى ، حماسه سراى نامدار ايران در آن قرار دارد، تنها بخشى از توس قديم، يعنى همان (طابران) است، كه بقاياى ارگ و باروى نيمه ويرانى كه مردم آن را (قصر مامون) مى خوانند و بناى بزرگى كه به (بقعه هارونيه) مشهور شده است، در آن پيداست. اين محل، در حال حاضر حدود بيست كيلومترى شمال غربى شهر مشهد است. ديگر شهر بزرگ و نامدار (توس)، (نوغان) بوده كه اينك در دل شهر مشهد قرار دارد. يكى از آبادى هاى پيرامون (نوغان)، روستايى به نام (سناباد) بوده كه آب و هوايى خوش و مطبوع، كشتزارهايى پربار، قنات هايى سرشار و بوستانهايى شاداب و سرسبز داشته است.

 

باغ حميد بن قحطبه
در فاصله ميان نوغان و سناباد، باغى از آن حميدبن قحطبه بوده كه در ميان آن كاخى باشكوه داشته است. حميد بن قحطبه طايى فرزند يكى از سرداران سپاه ابومسلم بود كه با راندن كنارنگيان، حكومت توس را در دست گرفت و در اين بوستان سكنى گزيد. در باره پيشينه بناى كاخ يادشده، ديدگاههاى گوناگونى وجود دارد. برخى آن را به اسكندر، گاه به سلاطين حمير و گاه به دوران ساسانيان نسبت مى دهند. حتى برخى بر اين باورند كه اين بنا، به فرمان مامون و پس از دفن پدرش هارون در باغ حميد، و به منظور پاسداشت ياد و نام وى ساخته شده است. به هر رو، اين باغ، هم به دليل موقعيت مكانى و هم به جهت دربرداشتن امكانات آسايشى ، در آن دوره كانون همه تحولات سياسى توس بوده است. امام رضا عليه السلام نيز در سفر خود از مدينه و پيش از رسيدن به مرو و گرفتن حكم ولايتعهدى ، در آن اقامت كرده اند. شيخ صدوق در كتاب (عيون اخبار الرضا عليه السلام) از ورود حضرت به باغ حميد بن قحطبه دو گزارش مى دهد كه خواندنى است: نخست آن كه، وقتى امام رضا (ع) نزد قبر هارون رفت، با دست خود خطى بر يك طرف قبر كشيد و فرمود: اين جا تربت من است و من در همين جا دفن خواهم شد و خداوند بزودى اين مكان را محل آمد و شد شيعيان و دوستان من قرار خواهد داد. به خدا سوگند! اگر شيعه اى مرا زيارت كند و بر من درود فرستد، شفاعت ما اهل بيت و غفران خداوند بر او واجب مى شود. پس نماز گزارد و دعا كرد و سپس سر بر سحده اى طولانى نهاد... و ديگر آن كه، چون حضرت به كاخ حميد وارد شد، جامه هاى خود را در آورد و به حميد داد. حميد هم آنها را به براى شستشو به كنيز خود سپرد. ديرى نگذشت كه كنيز بازگشت و گفت: اين نوشته را در يقه پيراهن حضرت يافتم. حميد محتواى آن نوشته را از امام پرسيد و حضرت در پاسخ فرمود: اين حرزى است كه من آن را پيوسته همراه خود دارم... هر كس آن را در گريبان خود نگه دارد، از بلا و شر شيطان در امان خواهد ماند......

 

شهادت امام رضا عليه السلام
مامون به منظور جلب حمايت شيعيان و دست يابى به حكومتى ديرپا، با فراخوانى امام رضا(ع) به پذيرش ولايتعهدى ، امام را در دهم شوال سال 201 از مدينه به مرو آورد و سياستمدارانه دستور داد تا به نام امام خطبه بخوانند و سكه بزنند.... يك سال و نيم بعد، و پس از سپرى شدن ماههايى پرحادثه، كه شرح آن در جاى خود آمده است، مامون، امام را همراه خود كرد و مرو را به قصد بغداد پشت سرگذاشت. مامون، ابتدا در شهر سرخس، وزير زيرك خود، فضل بن سهل را به قتل رساند و آن گاه كه به توس رسيد، در (نوغان) توقف كرد و در همان درنگ كوتاه، نقشه پليد خويش را به اجرا گذاشت و با مسموم ساختن امام عليه السلام، آن حضرت را در روز آخر ماه صفر سال 203 هجرى به شهادت رسانيد. پيكر پاك امام را پس از شهادت، در تالار باغ حميد بن قحطبه و در كنار قبر هارون، همان جا كه امام خود پيشتر اشاره فرموده بود، دفن كردند. بدين سان، باغى كه تا آن هنگام مركز تصميم گيرى هاى كلان سياسى بود، به محل آمدوشد دلدادگان زيارت تربت حضرت امام رضا(ع) و شيعيان مخلصى بدل گشت كه اينك آرزوهاى خويش را در سرنهفتن بر خاك مزار محبوب خويش مى جستند.... و تربت پاك امام از آن تاريخ، همچون نگينى گردبد كه زائران حضرتش حلقه وار آن را در ميان گرفتند و بر گرداگرد آن سكنى گزيدند.... اين خود، سرآغاز شكل گيرى هسته هاى اوليه شهر مشهد است. بنابراين، تاريخ مشهد را نمى توان بدون توجه به پيشينه شكل گيرى حرم مطهر به كاوش نشست. اين دو، چنان به هم گره خورده اند كه در ادوار گوناگون تاريخ، تحولات و دگرگونيهاى هر كدام، در رشد و توسعه آن يك نشان نهاده است

کارگاه آموزشی تاریخ

همكاري در تجهيز كارگاه آموزشي تاريخ

احتراما، به اطلاع مي رساند ، گروه تاريخ سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوي به منظور تجهيز كارگاه تاريخ نيازمند همكاري و همراهي دبيران علاقه مند به تاريخ و فرهنگ ايران زمين مي باشد.

لذا همكاران تاريخ مي توانند با پي گيري و گرد آوري اسناد و اشياي تاريخي از طرق مختلف ، با كارگاه آموزشي تايخ استان ، همكاري نموده هرگونه شيئي تاريخي گردآوري شده را در اختيار گروه و كارگاه آموزشي تارخ استان قرار دهند . پيشاپيش از همكاري شما عزيزان قدرداني مي شود .

آدرس : ساختمان ياسر كراچيان ، واقع در جنب درمانگاه فرهنگيات شماره 1- روبروي سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوي

منابع کارشناسی ارشد

منابع پیشنهادی کارشناسی ارشد رشته تاریخ

اين منابع تنها انتخابي از كتاب هاي بسياري است كه در طرح سؤالات مورد توجه قرار

مي گيرند و ارائه آنها به اين معني نيست كه ديگر كتاب ها مورد مطالعه قرار نگيرد.

-    پيش از هر چيز توصيه مي شود جزوه هاي كلاسي اساتيد محترم گروه تاريخ، دقيقاً مطالعه شود زيرا نماي كلي از تاريخ و كليات هر دوره را نشان مي دهد.

-    در مطالعه اين كتابها نيز نبايد از مشورت با اساتيد محترم گروه غافل ماند چرا كه برخي كتابها از اهميت بسيار برخوردارند كه بايستي بيشتر به آنها توجه شود و در برخي ديگر تنها بايستي چند فصل را مطالعه كرد.

-    از آنجا كه در دوره كارشناسي ارشد در 4 گرايش تاريخ ايران باستان، تاريخ ايران دوره اسلامي، تاريخ اسلام و تاريخ عمومي جهان دانشجو پذيرفته مي شود، متناسب با اين چهار گرايش  كتاب هاي مورد نظر ارائه مي شوند.

-    در هر گرايش درس مورد نظر در آن، ضريب 2 و بقية درس ها ضريب يك دارند. مثلاً براي گرايش تاريخ ايران باستان، امتحان تاريخ ايران باستان ضريب 2 دارد و سه درس ديگر ضريب يك دارند.

-         براي تمام گرايش ها زبان عربي و زبان خارجي ( انگليسي و يا … ) ضريب 2 دارند.

-    بايد توجه شود كه هرگاه آزمون كارشناسي ارشد به صورت كتبي برگزار شود تشريح و تبيين حداكثر مطالب در حداقل ظرفيت ( مثلاً براي هر سؤال يك يا دو صفحه ) ضمن استناد به منابع اصلي تاريخ اهميت بسيار دارد و در اين راه اگر با ديدگاه تحليلي مطالب ارائه شود نتيجه مفيدتري خواهد داد. اما در آزمون تستي بايستي بر آن بود كه جزئيات مهم كتاب ها بهتر خوانده شوند.

-     روش خاصي براي مطالعه توصيه نمي شود اما بهتر آن است كه با توجه به حجم كتابها نكات كليدي و مهم يادداشت شود تا در موقع ضرورت مورد بازبيني قرار گيرند.

-    مطالعه مجموعه سئوالات سالهاي گذشته ( سؤال هاي هر سال توسط انتشارات فرهنگ ايران  « تهران، خيابان انقلاب، روبروي دانشگاه تهران » از طرف سازمان سنجش به فروش مي رسد). ضمن آنكه اين سؤالات در كتابي توسط نشر پردازش توسط حسن زنديه در 2 جلد گردآوري شده است.

برخي كتابها كه مهم تر مي باشند مشخص شده اند. 

زبان انگليسي:

-    به مانند زبان عربي حدود 50٪ از سؤالات زبان انگليسي را نكات گرامري و 50٪  ديگر را ترجمه متن شامل مي شود. بديهي است براي درك خوب اين زبان مي توان از كلاسهاي آموزشي مكالمه بهره مند شد. در كتاب هايي مانند: Essential Grammer in use با جلد قرمز رنگ نوشته Murphy و كتاب تكميلي آن English Grammer in use با جلد آبي رنگ از همان نويسنده، گرامر انگليسي به اختصار با آوردن تمرين آمده است. ضمن اينكه با تأكيد نمي توان كتابي خاص را در اين زمينه معرفي كرد.

-    براي ترجمه متون انگليسي بهتر آن است كه بخش هايي از كتاب هايي مانند تاريخ ايران كمبريج ترجيحاً جلدهاي 4، 5، 6 انتخاب شوند و ضمن ترجمه با متن ترجمه شده آن ( توسط حسن انوشه ج 4 و 5 . توسط دكتر آژند، ج 6 – تيموريان، صفويان ) مقابله شود، آنگاه بخش هاي ترجمه   نشده اي از جلدهاي 1، 2 و 7 The cambridge history of Iran و نيز مقاله هايي از     Encyclopaedia Iranica يا Encyclopaedia of Islam ترجمه شوند. نيز متن هايي از كتاب گزيدة متن ها و راهنماي تاريخ ايران نوشته دكتر وطن دوست، انتشارات سمت ترجمه شود                       A Reference Guide to the History of Iran)).

-    با توجه به اينكه زبان عربي و زبان انگليسي براي تمام گرايش ها ضريب 2 دارند، لازم است توجه بيشتري به اين دو درس اعمال شود.

 

زبان عربي:

معمولاً از 100٪ نمره، 50 ٪ به قواعد و50 ٪ به ترجمه اختصاص مي يابد. از اين رو مطالعة قواعد عربي كه در كتاب هاي دوره دبيرستان به اختصار بيان شده اند بسيار مفيد مي باشد ضمن آنكه  مي توان در كنار آن از كتاب هايي مانند عربي به زبان ساده – ميرشكاري            ( ايادفيلي ) كه قواعد را در قالب توضيح و تست ارائه كرده اند بهره برد. در ترجمه متون عربي نيز بهتر آن است كه كتاب هايي مانند تاريخ يعقوبي، تجارب الامم ابوعلي مسكويه، مقدمه ابن خلدون ترجمه شوند و براي درك ضعف هاي ترجمه با متن ترجمه شده آنها مقابله شوند. از ديگر كتاب هاي مورد نظر مي توان به اخبار الطوال دينوري و تاريخ طبري اشاره كرد، ضمن اينكه ممكن است در ترجمه هاي اين كتاب ها براي مقابله اشكالاتي نيز متوجه مترجمان باشد.

 تاريخ ايران ایران باستان

منابع كلي:

*- ايران از آغاز تا اسلام، گيرشمن.

*- تاريخ مردم ايران قبل از اسلام، دكتر زرين كوب.

*- ايران قديم، حسن پيرنيا، مشيرالدوله (درواقع خلاصه اي است از كتاب 3 جلدي ايران باستان).

-         ايران باستان، دكتر مشكور.

*- ميراث باستاني ايران، ريچارد فراي.

-         تاريخ اجتماعي ايران در عهد باستان، دكتر مشكور.

-         ايران باستان، ويسهوفر.

*- ايران باستان، 4 جلدي، انتشارات سمت، ژاله آموزگار، روزبه زرين كوب و … .

منابع اختصاصي

-         ايران در سپيده دم تاريخ، جرج كامرون.

*- دنياي گمشده عيلام، والتر هينتس.

*- تاريخ ايلام، آميه، ترجمه شيرين بياني.

-         تاريخ و تمدن عيلام، دكتر مجيدزاده.

*- تاريخ ماد، دياكونوف.

*- تاريخ شاهنشاهي هخامنشي، اومستد.

-         تاريخ ايران كمبريج ج 3، بخش اول.

*- اشكانيان، دياكونف.

*- پارتيان، مالكوم كالج.

*- ايران در زمان ساسانيان، كريستين سن، ترجمه رشيد ياسمي، ويرايش جديد.

-         تاريخ و تمدن ساساني، تورج دريايي.

-         نقد و منابع تاريخ ايران پيش از اسلام، مريم ميراحمدي.

*- مجموعه كتاب هاي دكتر اردشير خداداديان به اختصار مطالعه شوند. هخامنشيان، سلوكيان، اشكانيان و …

شاهنشاهي اشكاني، ترجمه ثاقب فر، انتشارات ققنوس.

 

تاريخ اسلام:

*- تاريخ اسلام، ابراهيم آيتي.

*- تاريخ اسلام، علي اكبر فياض.

*- تاريخ تحليلي اسلام، سيد جعفر شهيدي.

-         تاريخ سياسي اسلام، حسن ابراهيم حسن ( خلاصه خوانده شود ).

*- تاريخ تمدن اسلام، جرجي زيدان.

*- بامداد اسلام، دكتر زرين كوب.

-         كارنامه اسلام، دكتر زرين كوب.

*- بخش هايي از كتاب تاريخ ايران بعد از اسلام زرين كوب كه درباره اسلام در مهد و  …         مي باشد.

*-تشيع در مسير تاريخ، حسين جعفري، ترجمه آيت اللهي.

*- تاريخ تشيع در ايران،رسول جعفريان.

-         تاريخ سياسي اسلام تا سال 40 هجري، رسول جعفريان.

 

تاريخ عمومي جهان

*- يونان قديم، احمد بهمنش، دانشگاه تهران (خلاصه خوانده شود ).

*- تاريخ جهاني، دولاندلن، 2 جلد، دانشگاه تهران.

-         تاريخ جهان، رالف لينتون.

*- تاريخ جهان نو، 2 جلد، روزولت پالمر و …

*- كتابهاي دكتر دولتشاهي مانند: از رنسانس تا كنگره وين، قرون جديد اروپا، قرون وسطي و … .

*- انقلاب كبير فرانسه، ماله.

  - انقلاب فرانسه، سوبول، ترجمه كسرائيان.

*- تاريخ تحولات اروپا در قرون وسطي، انتشارات سمت.

درباره قرون وسطي با استاد درس مشورت شود.

 

تاريخ ايران دوره اسلامي

*- تاريخ ايران بعد از اسلام، دكتر زرين كوب.

*- تاريخ مردم ايران بعد از اسلام، دكتر زرين كوب.

*- تاريخ ايران كمبريج، ج 4 و 5، ترجمه حسن انوشه.

*- تاريخ ايران در قرون نخستين اسلام، برتولداشپولر.

*- جنبش هاي ديني ايرانيان در قرون دوم و سوم، دكتر صديق، انتشارات پاژنگ.

*- عصر زرين فرهنگ ايران، ريچارد فراي.

*- تاريخ غزنويان، باسورث.

*- تاريخ خوارزمشاهيان، قفص اوغلي.

-         از پرويز تا چنگيز، سيد حسن تقي زاده.

*- امپراتوري صحرانوردان، رنه گروسه. بخش مغولان، تيموريان و بخش هاي مربوط به ايران.

-         تاريخ مغول در ايران، برتولداشپولر.

*- تاريخ مغول، عباس اقبال.

*- دين و دولت در عهد مغول، شيرين بياني.

*- تيموريان، كمبريج، ترجمه يعقوب آژند.

*- سربداران، پطروشفسكي، ترجمه كشاورز.

*- تشكيل دولت ملي در ايران، والتر هنيتس.

*- پيدايش دولت صفوي، ميشل مزاوي.

*- ايران عصر صفوي، راجر سيوري.

*- صفويان، كمبريج، ترجمه يعقوب آژند.

-         مطالعات و تحقيقات صفويان، راجر سيوري، انتشارات اميركبير.

*- تاريخ اجتماعي ايران در عصر افشاريه، 2 جلد، رضا شعباني.

*- تاريخ سياسي اجتماعي زنديه، غلامرضا ورهرام.

-         كريمخان زند، عبدالحسين نوايي.

-         تاريخ اجتماعي و سياسي ايران در دوره معاصر، سعيد نفيسي ( خلاصه و گذرا خوانده شود ).

-         تاريخ معاصر ايران، آوري پيتر ( خلاصه و گذرا خوانده شود ).

*- ايران در دوره سلطنت قاجاريه، علي اصغر شميم.

-    تاريخ مشروطيت ايران، مهدي ملك زاده ( خلاصه خوانده شود. فقط بخش هايي كه مستقيماً به حوادث كلي ايران مي پردازند ).

-         تاريخ مشروطه ايران، احمد كسروي ( خلاصه خوانده شود. فقط بخش هايي كه مستقيماً به حوادث كلي ايران مي پردازند ).

-         ايران بين دو انقلاب، آبراهاميان.

*- تاريخ روابط خارجي ايران، عبدالرضا هوشنگ مهدوي.

كتاب هاي انتشارات سمت كه بخش هايي از تاريخ ايران را شامل مي شوند، مانند:

*- تيموريان و تركمانان، دكتر ميرجعفري.

*- خوارزمشاهيان، دكتر خلعتبري.

-         آل بويه، فقيهي.

-         روابط خارجي ايران در دوره صفويه، دكتر عبدالحسين نوايي.

*- مختصر تاريخ افشاريه و زنديه، دكتر شعباني.

-         ايران در راه عصر جديد، رويمر، ترجمه آهنچي.

-         و…

ضرورت دارد برخي از كتابها را كه نگاه كلي به تاريخ ايران دارد مورد توجه قرار داد. مانند:

*- روزگاران ايران، دكتر زرين كوب.

-         تاريخ ايران زمين، دكتر مشكور.

-         گزيده تاريخ ايران، دكتر شعباني.

-         تاريخ مفصل ايران، عباس اقبال، حسن پيرنيا.

چنين كتاب هايي را مي توان در آغاز و پيش از ديگر كتاب ها براي به دست آوردن اطلاعات كلي از كليت تاريخ ايران مطالعه كرد.

*- كتاب هايي كه درباره منبع شناسي تاريخ ايران بعد از اسلام نوشته شده اند چندان كه بايد كامل نيستند. ضرورت دارد بخش اول تاريخ ايران بعد از اسلام زرين كوب، جزوه هاي درسي و فهرست منابع هر دوره كه معمولاً در پايان كتاب هاي تخصصي آن دوره مي آيد مطالعه شوند.

 

شب یلدا

تاریخچه شب یلدا

شرق شناسان و مورخان متفق القولند كه ایرانیان نزدیك به ? هزار سال است كه شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را كه درازترین و تاریك ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند، در كنار یكدیگر خود را سرگرم می کنند تا اندوه غیبت خورشید و تاریكی و سردی روحیه آنان را تضعیف نكند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یك شب طولانی و سیاه كه تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختی بیاسایند.

مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می شد. جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومی ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه یافت كه در همان نخستین سده آزاد شدن پیروی از مسیحیت در میان رومیان، با تصویب رئیس وقت كلیسا، كریسمس (مراسم میلاد مسیح) را ?? دسامبر قرار دادند كه چهار روز و در سال های كبیسه سه روز بیشتر از یلدا (شب ?? دسامبر) فاصله ندارد و مفهوم هر دو واژه هم یكی است. از آن پس این دو میلاد تقریباً باهم برگزار می شده اند.

آراستن سرو و كاج در كریسمس هم از ایران باستان اقتباس شده است، زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریكی و سرما می نگریستند و در خور روز؛ در برابر سرو می ایستادند و عهد می كردند كه تا سال بعد یك نهال سرو دیگر كشت كنند.

پیشتر، ایرانیان (مردم سراسر ایران زمین) روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه) را خور روز و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود. در این روز عمدتاً به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیاناً مرتكب بدی كردن شوند كه میترائیسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد. هرمان هیرت، زبان شناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبیقی زبان های آریایی را نوشته است كه پارسی از جمله این زبان ها است نظر داده كه دی- به معنای روز- به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشید است. باید دانست كه انگلیسی یك زبان گرمانیك (خانواده زبانهای آلمانی) و از خانواده بزرگ تر زبان های آریایی (آرین) است. هرمان هیرت در آستانه دی گان به دنیا آمده بود و به زادروز خود كه مصادف با تولد دوباره خورشید بود، مباهات بسیار می كرد.

فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (كیانیان كه از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است:

كه ما را ز دین بهی ننگ نیست

به گیتی، به از دین هوشنگ نیست

همه راه داد است و آیین مهر

نظر كردن اندر شمار سپهر

آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نكرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه هایی را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شكست تاریكی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران باستان، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید كه بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا كه به زعم آنان در این شب، تاریكی و سیاهی در اوج خود است.

واژه یلدا، از دوران ساسانیان كه متمایل به به كارگیری خط (الفبای از راست به چپ) سریانی شده بودند به كار رفته است. یلدا- همان میلاد به معنای زایش- زاد روز یا تولد است كه از آن زبان سامی وارد پارسی شده است. باید دانست كه هنوز در بسیاری از نقاط ایران مخصوصاً در جنوب و جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال، به جای شب یلدا از واژه مركب شب چله (?? روز مانده به جشن سده، شب سیاه و سرد) استفاده می شود?

خور روز (دی گان)- یكم دی ماه- در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یكسان به نظر آیند و كسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و كارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ كردن و خونریزی، حتی كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می كردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده كه همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.

تبریک

هستی جهان از هست علی                شیرازه کائنات در دست علی است

این چرخ فلک که این چنین می گردد            دلداه ی بی قرار و سر مست علی است

غدیر

عید اکمال رسالت و آغاز ولایت بر عاشقان امامت مبارک باد

گروه تاریخ ناحیه