جموعه پاسخ هاي تشريحي « فكر كنيد و پاسخ دهيد تاريخ ايران و جهان (2)»

نوشته حاضر جزوه اي است تحت عنوان مجموعه « پاسخ هاي تشريحي فكر كنيد و پاسخ دهيد كتاب تاريخ ايران و جهان(2) سوم رشته ادبيات و علوم انساني » كه براي هماهنگي در پاسخ هاي ارائه شده به دانش‌آموزان توسط دبيران می باشد.  به نظر كارشناسان تاريخ، مهمترين بخش كتاب‌هاي  ايران و جهان همين قسمت «فكر كنيد و پاسخ دهيد» مي‌باشد، چرا كه دانش‌آموزان را وادار به فكر و تجزيه و تحليل مباحث تاريخي مي‌كند، انتظار مي‌رود با چنين مجموعه‌اي دبيران محترم به مباحث مطرح شده توجه بيشتري رامبذول دارند. در ضمن بايد ياد‌آوري كرد كه جواب هيچ كدام از«فكر كنيد و پاسخ دهيد»ها در كتاب نيست، اما مطمئناً دانش‌آموزان مي‌توانند از توضيحاتي كه دبيران تاريخ در هر درس ارائه مي‌دهند، خود را به آن جواب‌ها نزديك كنند.ذكر اين مطلب ضروريست كه اين جزوه فقط براي آشنا كردن دبيران محترم با بخشي از پاسخ‌ها است، بنابراين صرف خواندن اين پاسخ‌ها براي دانش‌آموزان كافي نيست و بدون شك هر كدام از اين پاسخ‌ها احتياج به توضيح بيشتري دارند.

 

     به نظر شما چرا شاهزادگان آلماني از نظرات لوتر حمايت مي‌كردند؟

از آنجا كه در قرون وسطي پاپ بر تمام مسايل سياسي و ديني احاطه داشت اين امر موجب مي‌گشت تا پادشاهان اروپايي از قدرت و استقلال لازم برخوردار نباشند. بنابراين شاهزادگان آلماني سعي مي‌كردند با طرفداري از مارتين لوتر، كه خواهان كاهش قدرت پاپ بود، بر قدرت و استقلال خويش بيافزايند.

همچنین برخي از شاهزادگان از نظر مذهبي بالوترعقايد مشترك داشتند 0 برخي از آنها هم براي تصاحب اموال واملاك كليسا از لوتر حمايت كردند وگروهي براي ايستادگي در برابر شارلكن ، ترجيح دادند ازلوتر حمايت كنند0(تاریخ جهان –دکتر خیراندیش-ص196

    به نظرشما چرا وچگونه پيروزي نهضت ضد پاپ (پروتستان) موجب تضعيف و سرانجام انحطاط اسپانيا شد؟

چون پادشاهان اسپانيا عموماً كاتوليك‌هاي متعصبي بودند كه با مخالفان پاپ مانند پروتستان‌ها به سختي و خشونت رفتار مي‌كردند، در مقابل پاپ هم از آنها حمايت مي‌كرد. اما با تضعيف موقعيت پاپ و پيروزي پروتستان‌ها پادشاهان اسپانيايي ‌موقعيت گذشته خود را از دست دادند.همچنین باپیروزی مذهب پروتستان ، قدرت مذهب کاتولیک کاهش یافت و این امر منجر به کاهش اختیارات شارلکن که در غیاب پاپ قدرتمند خود را صاحب اختیارات مذهبی می دانست شد. (تاریخ جهان – ج2- بهمنش- ص29-30)

    چه موارد مشابهی در انحطاط اسپانیای قرن 16 و فرانسه قرن 17 وجود داشت؟ نمودار «برتري و انحطاط اسپانيا در قرن 16م» براي فرانسه رسم نمائيد.

تشابه= ثروت  و قدرت شاه

تشابه ضعف= تعصب مذهبي  ، تجمل‌گرايي

الف) عواملي كه موجب برتري فرانسه گشت:

فعاليت‌هاي توليدي و تجاري

تجارت مناسب و سودآور استفاده

سياست آزادي مذهبي و گريز از جنگ‌هاي مذهبي

داشتن مشاوران آگاه و صدر اعظم‌هاي با كفايت

بي‌نيازي از تاییدات پاپ و اعتقاد به اينكه منشاء سلطنت، موهبتي الهي است.

ب) عواملي كه موجب انحطاط فرانسه گشت:

صرف ثروت براي تجملات درباري و ضعف اقتصادي

لغو فرمان نانت و اخراج و آوارگي پيروان مذهب پروتستان و اخراج صنعت‌گران

بي‌كفايتي و ضعف پادشاهان و حكومتگران

داشتن حكومت استبدادي و برقراري روابط خصمانه با همسايگان

  رعايت به نظر شماآمريكائيان تا چه حد اصول مندرج در اعلاميه استقلال خود را در مناسبات آينده خود با ملت‌ها اقوام و نژادهاي ديگر مراعات كرده‌اند؟

    آمريكا فقط تا زماني كه اين اصول منافعش را به خطر نيندازد مواردي كه آمريكا حق آزادي وتعين حكومت ملتها توسط خودشان نقض كرده ذكر كرد: مثلاً برخورد با سرخ پوستان ، كودتاي 28 مرداد وسر نگوني دولت مصدق –كودتاي شيلي وسر نگوني حكومت آلنده و ويتنام، كره و كوبا 000 ويا مواردي كه آمريكائيان به جاي ملتها تصميم مي گيرند مثل حمله به افغانستان ، عراق و..

    چرا انقلاب صنعتي در انگلستان رخ داد ؟

  انگلستان با چندين قرن تحول سياسي داخلي وتوسط استعمار تجاري وگسترش ناوگان دريايي ورشد طبقه متوسط وبهبود قوانين داراي عوامل مساعد زير بود :

1 – زمين (منابع ارضي-طبيعي ومعدني ) 2-كارگر كه از مازاد نيروي كشاورزي تامين مي شد. 3-سرمايه كه با اقدامات استعماري به دست آمده بود. 4- مديريت كه توسط طبقه متوسط انجام مي شد0  5- حكومت كه داراي نظام پارلماني بود ونظرات اقتصادي جديد را پذيرفته بود0 (تاريخ جهان – خيراندش – ص5 –294 )    

انقلاب صنعتي – انقلاب صنعتي از انگلستان آغاز شد وسپس در نقاط جهان گسترش يافت0درانگلستان به علت استقرار حكومت پارلماني ، نظام قانوني كشور توسعه يافته بود وآزادي واصالت فرد تامين وتضمين شده بود 0 نظام پارلماني انگلستان اصول نظريات سياسي واقتصادي جديد را پذيرفته واز مالكيت ومنافع فردي دفاع مي كرد 0 از سوي ديگر به علت توسعه استعمارتجاري ونيازمندي به تجارت با خارج ،انگلستان به يك بازار بزرگ شباهت داشت0انقلاب صنعتي با تحول درصنايع نساجي همراه بود0 استفاده از ماشين بخار وبه كار گيري آن دركارخانه ها به جاي نيروي محركه آب قدم ديگري دراين جهت بود0 انقلاب در حمل ونقل وارتبا طات نيز از پي آمد هاي انقلاب صنعتي بود0 بااستفاده از اولين لوكوموتيوها واولين كشتي هاي تجاري ،مقدار زيادي بار ومسافر باسرعت زياد جا بجا مي شد 0 انقلا ب در ارتباطات پي آمد انقلاب درحمل ونقل بود0 پيشرفت اصلي در اين زمينه با اختراع تلگراف صورت گرفت0انقلاب كشاورزي پس ازانقلاب صنعتي روي داد ومنجر به افزايش توليد شد0(تاریخ جهان- خیراندیش-ص295) همچنین لازمه پيشرفت و صنعتي شدن هر كشوري وجود امنيت است و انگلستان به خاطر جزيره‌اي بودنش از منازعات با ديگر كشورها دور بود. بنابراين امنيت پشتوانه آغاز انقلاب صنعتي در آن كشور شد.

    تكميل نمودار:

مخترع تلگراف (1876م مورس)مخترع تلفن(1876م. بل) مخترع بی سم (1896م. مارکونی) ماشین بخار(1781م جیمز وات) مخترع کشتی بخار (1807فولتون) ، مخترع لوکوموتیو(1825م استفنسن)مخترع ماشین نخ ریسی(1764م.جیمز هارگريوزJames Hargreaves) –مخترع ماشين بافندگي ( كرمپتن ) – مخترع بذر پاش (جنتروتالJetrotull )-مخترع ماشين درو (كروميك )

منبع:تاریخ اروپا از 1815  به بعد نویسنده: هنری ویلسون لیتل فیلد مترجم فریده قره چه داغی ص 5-4)

    به نظر شما اروپائيان شكست نظامي و سقوط روم شرقي توسط سلطان عثماني را در آغاز قرون جديد در تاريخ اروپا قرار داده‌اند؟ در اين‌باره‌ با دوستان خود بحث كنيد.

   پس از محاصره تدريجي قسطنطنيه توسط تركها ،دانشمندان يوناني به غرب روي آوردند0…. نخستين كتاب دستور زبان يوناني كنستانتين دسكاريس بود كه از روم شرقي به ايتاليا گريخته بود0 از اين پس آثار كلا سيك ادبي وفلسفي يونان به لاتين ترجمه شد0 (تاريخ تمدن –ويل دورانت- جلدرنسانس– ص 91 ) ونیزي ها پس از مدتي جنگ با تركان به تجارت با آنان روي آوردند واين امر ثروت فراواني را به ايتا ليا سرازير كرد كه صرف ساختمان وتزئينات كليسا ها وكاخها شد0(همان كتاب ،ص314)  پس از آنكه دولت عثماني تاسيس شد وراههاي بازرگاني به دست تركان افتاد اروپائيان سعي در گشودن راههاي جديدكردند 0 ( همان كتاب ،جلد اصلاح ديني ، ص 292 ) پر هزينه وپرمخاطره شدن راههاي قديمي تجارت ،پرتغال واسپا نيا را به فكر پيدا كردن راه چاره انداخت (همان كتاب ، ص313 )

    به نظرشما رهبران دولت عثماني براي رهايي از عوامل انحطاط چه اقداماتي مي‌توانستند انجام دهند؟

1- اجراي اصلاحات سياسي و اجتماعي با هدف كاهش اقتدار و موقعيت اشراف و درباريان

 2-جلوگيري از مداخله نظاميان درمورد سياسي وستم آنان برمردم

3- تغيير و تحول در ساختار ارتش و نحوه پرداخت حقوق نظاميان و جلوگيري از واگذاري اراضي به نظاميان به جاي حقوق

4- مقابله جدي با مفاسد اداري مالي و اخلاقي سلاطين و كارگزاران حكومت

5- پايان دادن جنگ‌هاي مذهبي با صفويان وبه جاي آن اتحاد دولت هاي مسلمان عثماني وصفوي.

6- جلوگيري از دخالت نظاميان در امور سياسي و حكومتي

    آيا مي‌دانيد چرا اين شركت‌ها را «هند شرقي» مي‌ناميدند؟

درسال 1493م0 درعصر اكتشافات ،كريستف كلمب دريا نورد ايتاليايي به امر حاكم اسپانيا براي رفتن به هند به سمت غرب رفت وبه جزايري درامريكاي مركزي ودرياي كارائيت رسيد0 تا مدت‌هاي پس از كشف قاره آمريكا تصور مي‌شد كه در اين منطقه بخش غربي هند است به همين جهت كمپاني‌هاي تشكيل شده در بخش اصلي هند را «هند شرقي» مي‌ناميدند تا اين‌كه واسپوچي امريكن با رفتن به قاره آمريكا اعلام نمود كه اين قاره جديد است و آن را بر اساس نام وي آمريكا ناميدند. 0 (تاريخ جهان –خيرانديش- ص206 ) هند غربی مجمع الجزایری است که از فلوریداتا ونزوئلا امتداد دارد و دریای کاریب را از اقیانوس اطلس جدا می کند بیشتر آن توسط کریستف کلمب در سال 1492 میلادی کشف شده است اسن مجمع الجزایر از سه گروه جزیره به نام جزایر باهاما، آنتیل بزگ و کوچک تشکیل شده بود که انگلستان بیشتر این جزایر را در اختیار داشت (تاریخ اروپا از 1815  به بعد نویسنده: هنری ویلسون لیتل فیلد مترجم فریده قره چه داغی ص 179)درسال 1600م0 –ملكه اليزابت (ملكه انگلستان ) به يك شركت بازرگاني موسوم به كمپاني هند شرفي اجازه تاسيس تجارت خانه درشهرهاي مدرس ، بمبئي وكلكته راداد0 اين كمپاني كه داراي ناوگان وسيعي ازكشتي هاي تجاري وجنگي بود وابتدا باحكمرانان محلي هند معامله مي كرد،350 سال به كارش ادامه داد0 درسال 1664 كمپاني هندشرقي فرانسه هم در جنوب شرقي هند كارش را شروع كرد وآنان دربسياري نقاط رقيب انگليسيها بودند0  (همان كتاب ،ص213 )

    چرا پادشاهان اروپا از گسترش انقلاب فرانسه وحشت داشتند؟

زيرا فرانسه در اروپا شعارهاي آزاديخواهانه وعدالت طلبانه مي داد وپس از اعدام شاه وملكه فرانسه آنان از سرايت انديشه هاي انقلاب فرانسه به كشور هايشان وحشت داشتند0(تاريخ جهان –خيرانديش –ص273  )انقلاب كبير فرانسه باعث ايجاد انديشه‌هاي جديدي مانند آزادي، قانون، برابري و لغو سلطنت استبدادي شد و از آنجا كه اكثر حكومت‌هاي اروپايي سلطنتي بوده‌اند این امر از دو جهت بر پادشاهان و دولت‌هاي اروپايي خطرناك بود. اولاً ممكن بود با گسترش شعار آزادي خواهي به ديگر كشورها، مردم بر عليه نظام پادشاهي و براي برقراري نظام جمهوري قيام كنندو سرنوشتی همانند لوئي شانزدهم و همسرش ماري را بيابند.ثانياً اقوام و ملل تابعه و مغلوب براي به دست آوردن استقلال خود دست به قيام عليه كشورهاي اروپايي بزنند.

    بيسمارك به دموكراسي و نظام پارلماني اعتقاد نداشت نويسنده‌اي درباره سياست‌هاي او چنين گفته است«بيسمارك» آلمان را بزرگ ولي آلماني‌ها را حقير مي‌سازد از اين عبارت چه مي‌فهميد؟

بسيمارك باجنگ با دشمنان آلمان  وتاسيس امپراتوري رايش وكسب وحدت ملي براي آلمان خدمت بزرگي به سر زمينش كر د و سياست خارجي وي بسيار عالي بود و همانند پطركبير  در روسيه از آلمان يك كشور قوي ساخته بود ، ولي از سوي ديگر در داخل آلمان با كليساي كاتوليك (كه در مقابل دولتي شدن مخالفت مي كرد ) وسوسياليستها مشكل داشت 0 وي احزاب رامنحل كرد – پارلمان را تعطيل ونشريات را توقيف كرد 0 او كه از اشراف وزمنيداران حمايت مي كرد براي  پيشبرد نظرش هر مقاومتي را درهم مي شكست 0 (تاريخ جهان –خيرانديش ،ص 319 ) به تعبيري وي معتقد به نوعي حكومت اريستوكراسي از عقايد ارسطو بود كه در آن نخبگان سياسي مانند وبيسارك: حاكم باشند و ساير نخبگان به‌ عنوان مشاور در خدمت وي باشند.

    به نظر شما چرا محمدعلي پاشا با طرح احداث كانال سوئز توسط اروپاييان مخالف بود؟

كانال سوئز از نظر انگلستان مهمترين راه براي دستيابي به تجارت باشرق وبخصوص هند بود0 (تاريخ جهان –خيراندش –ص344 ) چون محمد علي پاشا به ارزش و اهميت مصر، به خصوص گذرگاه سوئز پي برده بود و مي‌دانست كه احداث كانال سوئز موجب دخالت و رقابت اروپاييان در اين منطقه مي‌شود. ازسوي ديگر حفر كانال 15 سال طول كشيد ودهقانان مصري به عنوان كارگران مجاني در احداث كانال فعاليت داشتند ، به همين دليل اقتصاد مصر كه برپايه كشاورزي بود آسيب فراوان ديد0 (همان منبع )

    به نظر شما چرا ايتاليا و آلمان مخالف مستعمره ساختن تونس و مغرب از سوي فرانسه بودند؟

چون ايتاليا و آلمان تازه به جرگه استعمارگران پيوسته بودند و عقيده داشتند كه فرانسه بسياري از مستعمرات را تصاحب نموده است، . و سهمي براي خود مي‌خواستند.

  اروپايي ها به دليل اهميت سوق الجيشي مراكش به آن توجه داشتند 0 فرانسه براي تسخير اين كشور انگلستان واسپانيا را  راضي كرد ولي آلمان با درخواستهاي فرانسه مخالفت مي كرد0 وتنها بابدست آوردن سر زمينهايي درشاخ آفريقا حاضر شد به تصرف مراكش توسط فرانسه رضايت دهد0  (تاريخ جهان –خيراندش-،ص346 ) ايتاليا هم كه مدعي ادامه امپراتوري روم باستان بود وتصرف  توش (كارتاژ ) را حق ايتاليا مي دانست0

    شيوه استعمار قديم و جديد و پي آمدهاي هر كدام را با يكديگر مقايسه كنيد؟ و تفاوت‌هاي اين دو را بيان كنيد؟

شيوه‌هاي استعمار قديم عبارت بودند از:

الف) حمله نظامي و تصرف خاك يك كشور

ب) تحت الحمايه كردن

ج) اخذ امتيازات سياسي و اقتصادي

د) برقراري روابط غير عادلانه اقتصادي و تجاري

شيوه‌هاي استعمار نو عبارتند از:

الف) ساقط كردن حكومت‌هايي ملي و مردمي

ب) روي كار آمدن حكومت‌هاي مطيع و در اختيار گرفتن معادن و ساير موسسات اقتصادي اين كشورها

ج) اعطاي وام

د) كمك هاي مالي به احزاب و گروه‌هاي سياسي طرفدار خود

پي آمدهاي استعمار نو عبارت است از:

الف) نابودي اقتصاد مستعمرات

ب) ضعف مالي

ج) اقتصاد تك محصولي

د) عقب ماندگي تكنيكي

اين چهار مورد موجب حفظ رابطه و در اصل وابستگي مستعمرات به استعمارگر سابق خود مي‌شد. همچنين استعمار فرهنگي و مسخ فرهنگي مستعمرات موجب پيوستگي قشرهايي از مردم مستعمرات با جوامع استعمارگر شده و در نتيجه طولي نمي‌كشيد كه پشت ظاهر استقلال، وابستگي عميق به اقتصاد و فرهنگ كشور استعمار گر باقي مانده و آن كشورها به منبع مواد اوليه و بازار فروش توليدات جهان صنتعي در آمدند.

تفاوت:

شيوه استعمار جديد بيشتر جنبه غير مستقيم و فرهنگي اقتصادي و علمي دارد شيوه استعمار قديم جنبه نظامي و مستقيم كه نوعي اعمال زور و قدرت است پيامد شيوه جديد گرفتاري و عدم رهايي از بند آن است پيامد شيوه قديم نوعي شورش و عكس‌العملي و نهايتاً خروج از اين حالت بود.

 

    يك مورخ انگليسي گفته است «چيني‌ها سير ورود استعمار به كشور خود را چنين مي‌بينند كه «ابتدا مبلغان مسيحي وارد شوند، به دنبال آنها كشتي‌هاي جنگي مي‌آيند و بعد اشغال اراضي شروع مي‌شود» شما با اين سخن موافقيد يا مخالف؟ دليل خود را بيان كنيد.

بله، به دو دلیل نخست تضادهاي ديني منجر به درگيري بين مبلغان و مردم كشورهاي مستعمره مي‌شد و در نتيجه بهانه لشكركشي استعمارگران را فراهم مي‌آورد.

دوم چون مبلغان مذهبي يك هويت جديد را جايگزين هويت گذشته جامعه مي‌سازند و جوامع با يافتن آن از هر ابزار و نيرويي كه از هويت جديد آنان دفاع مي‌كند حمايت مي‌كنند و آن را يك ارزش تلقي مي‌كنند.

    به نظر شما چرا استعمارگران اروپايي به مجمع‌الجزاير ژاپن توجه چنداني نداشتند؟

 عواملی چون وجود اقتصاد روستايي در ژاپن و نبود منافع اقتصادي براي استعمارگران ، نداشتن معادن مهم و خاص،   دور بودن ژاپن از كشورهاي اروپايي و عدم اهميت استراتژيك باعث عدم توجه به ژاپن می شد همچنین تمامي دولتهاي اروپايي درسمت غرب چين واقع بودند وژاپن درشرق چين بود 0 با توجه به سر زمين پهناور وپر جميت چين تااواسط قرن 19 كه امريكا تمايل به ايجاد رابطه تجاري با چين پيدا كرد ژاپن مورد توجه نبود0 از آن پس كشتي هاي تجاري امريكا كه از نزديكي ژاپن مي گذشتند براي تهيه آذوقه وتعميرات و0000 نياز به استفاده از سواحل ژاپن داشتند ولي ژاپن به آنها اجازه نميداد 0 آنها سر انجام با تهديد ودادن اولتيماتوم اجازه استفاده از دوبندر در ژاپن را گرفتند0 (تاريخ جهان –خيرانديش-ص366 )

    به نظر شما علل و عوامل فروپاشي امپراتوري عثماني چه بود؟

 الف –عوامل داخلي چون عقب ماندگي علمي –عدم انجام اصلا حات واقعي –استبدادي بودن حكومت عثماني0 مخالفتهاي نيروهاي سنت گرا با نوگرايي ، ضعف تشكيلات اداري و سياسي ، عقب ماندگي  عثماني از تحولات علمي و فرهنگي اروپا  ،

ب- عوامل خارجي چون وجود اختلافات مذهبي و حتي جنگ مذهبي با همسايگان از جمله ايران، دخالتهاي همسايگان عثماني درامور اقليتهاي اين كشور (روسيه واتريش ) وشورش ملتهاي تابعه وجدا شدن آنها از عثماني ووعده ها واقدامات انگلستان در تحريك اعراب تحت سلطه عثماني به شورش0 شكست عثماني از متفقين در جنگ جهاني اول ،

    شباهت هاي حكومت هاي هيتلر  وموسو ليني :

1- هردوبا وعده تجدي عظمت كشورهايشان به حكومت رسيدند.  2- هر دوباكمونسيم مقابله مي كردند0 3-هردوازنارضايتي مردم براي رسيدن به قدرت استفاده كردند0 4-هر دو وعده بدست آوردن فضاي حياتي به ملتشان دادند0 5-هر دواز شيوه هاي نژاد پرستانه استفاده مي كردند0 6 -هردو بااستفاده از امكانات دموكراسي غربي به قدرت رسيدند ولي بعد حكومت فردي واستبدادي ايجاد كردند وبا آزاديهاي فردي وجمعي مبارزه كردند0 7 -هر دوازمردم عادي جامعه بودند. 8- وجود نظم و انضباط شديد ، ، پرستش يك رهبر و نظام تك حزبي

    به نظر شما علل شكست آلمان در جنگ جهاني دوم چه بود؟

  آلمانها پس از تصرف اسكانديناوي وشمال فرانسه وجنگ وبمباران شديد انگلستان مي پنداشتند كه انگلستان ديگر ايستادگي نخواهد كرد وبا اين محاسبه حمله به شوروي راشروع كردند 0 (تاريخ جهان –خيرانديش – ص-389 ) مقاومت مردم روسيه-سرماي شديد شوروی و.. به آنان درشوروي لطمات زيادي وارد آورد0 گروههاي پارتيزاني درسراسر اروپا دردسر هاي بسياري براي آلمانها ايجاد كرده بودند0 (همان كتاب  ص391 ) حمله زير دريايي هاي آلمان به كشتي هاي امريكايي به اضافه حمله ژاپن به ناوگان آمريكا درپرل هاربور عواملي بودند كه آمريكا را  وارد عرصه جنگ كردند و اين امر اصلاً به نفع آلمانها نبود0

دلايل مهم شكست آلمان در جنگ جهاني دوم عبارت است از:

الف) ناتواني و عدم موفقيت در جبهه انگلستان

ب) ناكامي در دستيابي به چاه‌هاي نفت قفقاز

ج) ورود آمريكا به جنگ به نفع متفقين

د) حمله ناگهاني آلمان‌ها به روسيه و شكست از ان كشور

هـ) حمايت كشورهاي غرب اروپا و آمريكا از شوروي

و) داشتن متحداني ضعيف مانند ايتاليا

    به نظر شما اهداف امريكا از طرح مارشال و اصل چهار چه بود ؟

  اروپايي غربي پس از جنگ با بحران اقتصادي روبرو بود0 وزير خارجه امريكا جرج مارشال طرحي را به منظور احياي اقتصاد اروپا اعلام كرد 0 به دنبال آن 17 كشور اروپايي در پاريس گرد  آمدند0 (اينها بعدا سازمان همكاري اقتصاد اروپا را بوجود آوردند 0) كمكهاي امريكا به اروپا از سال 1948 تاسال 1952 بود ومنجر به نفوذ سياسي واقتصادي امريكا دراين كشور ها بود0  (كتاب رويداد هاي مهم تاريخ – حسام الدين امامي –ص 379 ) با شروع جنگ سرد ، غرب با تاسيس پيمان نظامي ناتو وطرح مارشال به رويارويي با جهان كمونيسم پرداخت – (تاريخ جهان –خيرانديش –ص393  ) به دنبا ل دكترين ترومن در 1947 دولت آمريكا بر نامه مارشال را براي كمك اقتصادي وباز سازي كشورهاي اروپايي اعلام كرد وسپس در1949 ترومن  ،برنامه اصل 4 را مبني بر اعطاي كمكهاي فني به كشور هاي عقب مانده جهان سوم اختصاص داد0 درايران قوام درسال 1325 تقاضاي 45 ميليون دلار كمك مالي از آمريكا كرد 0 امريكائيها تنها درسال 1329 – نه ميليون دلاربراي  (بهبود وضع روستائيان واعطاي كمكهاي آموزشي كشاورزي وبهداشتي ) به ايران پرداختند اين مسئله دو علت داشت :

1-عدم اعتماد به هيات حاكمه ايران – 2- مخالفت مقامات انگليسي با دادن وام وكمك به ايران ،كه مبادا ايران گشايش مالي پيدا كند واز دريافت وجه ناچيزي كه بابت قرارداد الحاقي نفت از جانب انگلستان پيشنهاد مي شود بي نياز شود0 اين سياست بعد از سقوط دولت دكتر مصدق چنان تغير كرد كه در فاصله 3 سال پس از سقوط دولت مصدق امريكا 250 ميليون دلار به عناوين مختلف به ايران بخشيده بود0 (سياست خارجي ايران دردوران پهلوي – مهدوي- ص146-143و249 )

    به نظر شما اجرای طرح ستارگان در آمریکا چه نتایجی در پی خواهد داشت؟ آیا اروپا و روسیه نیز طرح های مشابه را عملی خواهند کرد؟ نتیجه ی چنین اقدامی چه خواهد بود؟

الف) اقدام آمريكا به تقويت نظامي خود و به رقابت كشاندن شوروري در زمينه تسليحاتي و نتيجه‌اش ضعف اقتصاد شوروري بود (يكي از عوامل سقوط شوروي نيز همين مي‌باشد).

ب) بله، روسيه و اروپا نيز براي حفظ موجوديت خود در مقابل آمريكا طرح‌هاي مشابه را عملي خواهند كرد.

ج) كشانده شدن جهان به سوي رقابت تسليحاتي و دسته‌بندي‌هاي سياسي

    به نظر شما با وجود مخالفت های جدی فلسطینیان با مذاکرات سازش ، سرنوشت فلسطین چه خواهد شد؟

در مورد فلسطين سه سرنوشت را مي‌توان تصور كرد:

اول اينكه كشوري متشكل از يهوديان و مسلمانان و پيروان ساير اديان تشكيل شود كه با توجه به بحران‌هاي منطقه و مخالفت‌هاي يهوديان، چنين امري بعيد به نظر مي‌رسد.

دوم اينكه دو كشور تحت عنوان اسرائيل و فلسطين شود و به عبارتي فلسطين بين مسلمانان تقسيم شود كه چنين امري نيز با مخالفت مسلمانان مواجه شد. به هر ترتيب سرنوشت فلسطين با توجه به بحران‌هاي منطقه خاورميانه و سياست‌هاي جهاني و مهمتر از همه ميزان همبستگي مردم فلسطين تعيين خواهد شد.

سوم ادامه گسترش انتفاضه و خروج و مهاجرت يهوديان صهيونيست و تشكيل كشور فلسطيني با حضور مسلمانان و مسيحيان و اقليت يهوديان مشابه به كشور لبنان  

    علل انتقال پايتخت توسط شاه تهماسب صفوي از تبريز به قزوين چه بود؟

الف- تبريز در نزديكي مرز عثماني واقع بود ودرصورت تصرف آن توسط عثماني ،ثبات كشور از بين مي رفت0

ب- قزوين نسبت به تبريز از مركز يت بيشتري برخوردار بود ودسترسي به نقاط شرقي كشور از آن  راحت تربود 0

ج- جنگهاي دائمي دستجات مذهبي (حيدري ها ونعمتی ها ) درتبريز باعث شده بود شهر داراي ثبات سياسي نباشد0

    دولتهاي نادر شاه افشار وكريم خان  زند را با هم مقايسه کنید؟

1-هر دواين سلسله ها متكي برفرد واحد بودند0

 2-بامرگ بانيان سلسله ها دوران اقتدار آنها خاتمه يافت

0 3-هردوسلسله پس از دورههاي آشوب وناامني روي كار آمدند0

 4-هردوبرنيروي نظامي اتكاء داشتند

0 5-درهردو دوره اوضاع اقتصادي كشور آشفته بود

 6-درهردودوره كوچهاي اجباري واختياري به فراواني صورت گرفته بود اين امر مي توانست منجر به آشفتگي هاي اجتماعي شود.

7-جانشينان هر دوسلسله افرادي نالايق وبرادركش بودند0

8-به علت كشتار ها اخلاقيات در حال انحطاط بود0

 9-هردوسلسله به ايلات وعشاير متكي بودند